مرجع بریده کتاب فارسی

Category: نثر فارسی

فیه ما فیه / مولوی – بریده ۶۰

میان خیال و خیال فرق بسیار است. مهندس دانا خیال بنیاد خانه‌ای کرد و غیر مهندس هم خیال کرد. فرق عظیم باشد. زیرا خیالِ مهندس به حقیقت نزدیکتر است.

ادامه نوشته

فیه ما فیه / مولوی – بریده ۵۸

شیخی از هندوستان قصدِ بزرگی کرد چون به تبریز رسید بر درِ زاویهٔ شیخ رسید. از اندرون زاویه آواز آمد که «بازگرد، در حقّ تو نفع این است که برین در رسیدی. اگر شیخ را ببینی تُرا زیان دارد.» سخنِ

ادامه نوشته

فیه ما فیه / مولوی – بریده ۵۶

در راه چون کاروان را در موضعی می‌زنند ایشان دو سه سنگ بر هم می نهند جهت نشان، یعنی اینجا موضع خطر است. این گورها نیز همچنین نشانی است محسوس برای محل خطر!

ادامه نوشته

فیه ما فیه / مولوی – بریده ۵۵

در زمان عمر رضی الله عنه شخصی بود سخت پیر شده بود تا به حدی که فرزندش او را شیر می‌داد و چون طفلان می پرورد. عمر رضی الله عنه به آن دختر فرمود که «درین زمان مانند تو که

ادامه نوشته

فیه ما فیه / مولوی – بریده ۵۲

همه را دوست دار تا همیشه در گل و گلستان باشی. و چون همه را دشمن داری، خیال دشمنان در نظر می‌آید، چنان است که شب و روز در خارستان و مارستان می‌گردی.

ادامه نوشته