مرجع بریده کتاب فارسی

سووشون / سیمین دانشور – بریده ۲۸

نمی‌دانم کجا خوانده‌ام که دنیا مثل اتاق تاریکی است که ما را با چشم‌های بسته وارد آن کرده‌اند. یک نفر از ما، ممکن است چشمش باز باشد. ممکن است یک عده بخواهند با کوشش چشم‌های خود را باز کنند و یا ممکن است بخت کسی بخواند و یک نوری از یک روزن ناگهان بتابد و آن آدم یک آن بتواند ببیند و بفهمد. شوهر شما از آن اشخاص نادری بود که از اول یادشان رفته بود چشم‌هایش را ببندند. چشمها و گوشهایش باز باز بود. حیف که فرصتش کم بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *