مرجع بریده کتاب فارسی

سووشون / سیمین دانشور – بریده ۱۷

زری آرام و مادرانه گفت: «اگر من سر قضیه سحر دروغی گفتم، به دستور عمویت بود. به علاوه نمیخواهم در یک محیط پر از دعوا و خشونت بار بیایید. می‌خواهم دست کم محیط خانه آرام باشد تا …

خسرو حرف مادر را اینطور تمام کرد: «تا به قول آقای فتوحی گوساله های چشم بسته ای باشیم و خودمان نفهمیم کی گاو می‌شویم.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.