مرجع بریده کتاب فارسی

فیه ما فیه / مولوی – بریده ۲۶

آورده‌اند که پادشاهی مجنون را حاضر کرد و گفت که «ترا چه بوده است و چه افتاده است؟ خود را رسوا کردی و از خان و مان برآمدی و خراب و فنا گشتی، لیلی چه باشد و چه خوبی دارد بیا تا تو را خوبان و نغزان نمایم و فدای تو کنم و به تو بخشم».

چون حاضر کردند مجنون را و خوبان را جلوه آوردند مجنون سر فروافکنده بود و پیشِ خود می‌نگریست. پادشاه فرمود «آخر سر را برگیر و نظر کن» . گفت «می‌ترسم، عشقِ لیلی شمشیر کشیده است، اگر بردارم سرم را بیندازد.» غرقِ عشقِ لیلی چنان گشته بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *