مرجع بریده کتاب فارسی

یک عاشقانه‌ی آرام / نادر ابراهیمی – بریده ۱۵

دو روز. فقط دو روز. روز سوم تو به زانو درآمده بودی. عشق رحم ندارد، و تو عاشق شده بودی. تو می‌نشستی کنار آتش و فقط به من نگاه می‌کردی. من، سر فروافکنده‌ام تا نتوانی آن چشمان سیاهِ سیاه را تصرف کنی؛ و تو شبِ روزِ دوم گریان گفتی: قلبم را که دزدیدی، دستِ کم نگاهت را ندزد! بگذار در این دریای سیاه، قایقِ این گیلکِ آرام، پاروزنان بگردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.