مرجع بریده کتاب فارسی

۱۹۸۴ / جورج اورول – بریده ۲۵

«سایم» ناپدید شده بود. یک روز صبح سر کارش حاضر نشد؛ عده‌ای مردم بی خیال درباره غیبت او چیزهایی گفتند. روز بعد هیچ‌کس از او حرفی نمی‌زد. روز سوم وینستون به راهرو بخش اسناد رفت تا به تابلوی اعلانات نگاهی کند. یکی از اعلان ها شامل فهرستی چاپی از اسامی اعضای کمیته‌ی شطرنج بود که سایم نیز در آن عضویت داشت. فهرست درست مانند قبل بود، هیچ چیز توجه را جلب نمی کرد. فقط یک نام در پایین فهرست کم بود. همین کافی بود. سایم دیگر وجود نداشت؛ او هرگز وجود نداشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *