مرجع بریده کتاب فارسی

بیشعوری / خاویر کرمنت – بریده ۴

یک بار والتر تصمیم گرفت برای یکشنبه در مورد زنای محصنه موعظه کند . با همان حالت همیشگی خطابه غرایی درباره این گناه کبیره ایراد کرد و در مورد کراهت و شناعت عظیم زنای محصنه در نزد پروردگار سخنرانی کوبنده ای کرد . او به حاضران گفت که جای هر کسی که چنین گناهی مرتکب شده باشد تا ابد در جهنم است و هیچ جای امیدی هم برای کسی باقی نگذاشت.
یکی دو هفته بعد ، وقتی که والتر داشت مراسم عشای ربانی را آغاز می کرد یکی از حضار که ظاهر موقر و متشخصی هم داشت از جای خود برخاست و با اسلحه اش به سمت والتر نشانه رفت . آن مرد به والتر گفت : «بهتر است دعایت را از ته دل بخوانی ، چون شاید آخرین دعایت باشد و حتما هم از خدا بخواه که برای زناهای محصنه و غیر محصنه ات ببخشدت چون اگر دست از سر زن و دخترهای من برنداری خودم تا در دروازه جهنم راهی ات می کنم.»
والتر آن موقعیت ناگوار را با تقوا و خویشتنداری تحمل کرد . او به حضار گفت که تهمت آن مرد محترم ناحق است ، اما او از سر تقصیرش می گذرد . بسیاری از حاضران به خاطر این بردباری مومنانه و حتی قدیسانه والتر به گریه افتادند.
اما روزگار والتر سر آمده بود . چند روز بعد شورای مخصوصی متشکل از پدران و شوهران هتک ناموس شده ، نامه ای به سر اسقف منطقه نوشت و درخواست کرد که نه تنها والتر از کلیسای ناحیه آنها اخراج شود ، بلکه خلع لباس هم بشود . اسقف برای مذاکره ای محرمانه او را فراخواند . والتر آنجا هم هر تهمتی را بی اساس خواند ، اما شاکیان دست پری داشتند . آنها عکس های رنگی واضحی از والتر هنگام ارتکاب عمل به همراه نوارهای صوتی حاوی صدای زنان و دختران رو کردند . با وجود این اسناد و مدارک ، والتر باز هم کم نمی‌آورد . او می گفت این راهی بوده که او برای اجرای این فرمان مسیح که می فرمایند «به همسایه ات عشق بورز» انتخاب کرده است . درِ خانه یک خادم خدا باید همیشه به روی بندگان خدا باز باشد ؛ چه روز ، چه شب و چه نیمه شب!


(این سطور توسط کرم کتاب از کتاب «بیشعوری» اثر خاویر کرمنت ترجمه محمود فرجامی گلچین شده است)

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *