* عمومی

سلام

سلام ، این نوشته به صفحه اول «کرم کتاب» سنجاق شده ، برای خوندن جدیدترین نوشته های سایت لطفا اسکرول کنید به سمت پایین .

در حال حاضر کرم کتاب با همکاری رو به افزایش تعدادی از کرم کتاب های فعال و سه نوبت در روز به روز میشه و قصدمون این هست که به مرور به پنج بریده کتاب در روز برسیم .
برای بهبود سایت به نظرات شما نیاز داریم ، نظر در مورد یک بریده کتاب خاص رو زیر همون پست کامنت کنید ، پیشنهادات کلی برای بهبود سایت رو از طریق صفحه «تماس با ما» برامون بفرستید و همچنین از طریق شبکه های اجتماعی هم که در «خانه» معرفی شدند می تونید بهمون دسترسی پیدا کنید .
از طرفی زیر هر نوشته سایت یک دکمه پسندیدن (همون لایک خودمون) هم وجود داره که از طریق اون هم می تونید ما رو از علایقتون آگاه کنید .

پ ن : این یک متن دم دستی هست و به مرور ویرایش میشه .

8+
داستان و رمان خارجی

طاعون

تو را دوست دارم ولی دیگر خسته شده ام … از رفتن و تو را ترک کردن خوشحال نیستم ، ولی برای زندگی دیگری را در پیش گرفتن لازم نیست آدم خوشحال هم باشد .


(این سطور توسط تیم کرم کتاب از رمان «طاعون» اثر آلبر کامو گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

طاعون

روزنامه ها که در مورد موش ها خیلی قلم فرسایی کرده و سر و صدا راه انداخته بودند ، دیگر چیزی در این باره نمی نوشتند . چون موش ها توی کوچه ها می مردند و آدم ها توی خانه هایشان . روزنامه ها هم که با خانه ها کاری ندارند و فقط به آنچه در کوچه و خیابان اتفاق می افتد می پردازند .


(این سطور توسط تیم کرم کتاب از رمان «طاعون» اثر آلبر کامو گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

طاعون

در حالی که پای تلفن یا توی کافه ها همه ی فکر و ذکر مردم دنبال سفته بازی و بارنامه و بهره است ، کی حاضر است به فکر آدمی باشد که در پس صدها دیوار آفتاب خورده و گداخته در حال مردن است .


(این سطور توسط تیم کرم کتاب از رمان «طاعون» اثر آلبر کامو گلچین شده است)

 

0
داستان و رمان خارجی

طاعون

طبعا امروز هیچ چیز طبیعی تر از این نیست که آدم ها از صبح تا شب کار کنند ، بعد بروند با ورق بازی پولشان را ببازند یا در کافه ها جمع شوند و زمانی را که برایشان مانده به وراجی بپردازند .


(این سطور توسط تیم کرم کتاب از رمان «طاعون» اثر آلبر کامو گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

ملت عشق

در آن لحظه بود که فهمیدم با ازدواج با او چه اشتباه وحشتناکی مرتکب شده ام . سرم از شدت درد زق زق می کرد . از اتاق بیرون رفتم و به تاریکی شب قدم گذاشتم . مردی مانند من هرگز نباید ازدواج می کرد . من برای زندگی راحت در نظر گرفته نشده بودم . این را به وضوح می فهمیدم و چیزی که محزونم می کرد بهای رسیدن به این فهم و آگاهی بود .

 

 

(این سطور توسط تیم کرم کتاب از کتاب «ملت عشق» اثر الیف شافاک گلچین شده است)

1+
داستان و رمان خارجی

ملت عشق

آن شب با آرامش خوابیدم ، شاد و مصمم بودم . نمی دانستم که دارم مرتکب رایج ترین و دردناک ترین اشتباهی می شوم که زنان در طول اعصار مرتکب شده اند . از روی ساده لوحی فکر می کنند که با عشق خود می توانند مردی را که عاشقش هستند تغییر دهند .

 

 

(این سطور توسط تیم کرم کتاب از کتاب «ملت عشق» اثر الیف شافاک گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

ملت عشق

همه فاتحان مایلند گمان کنند که تا ابد پیروز خواهند شد ، همه ی شکست خوردگان تمایل دارند بترسند که تا ابد شکست خواهند خورد .

 

 

(این سطور توسط تیم کرم کتاب از کتاب «ملت عشق» اثر الیف شافاک گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

ملت عشق

در شطرنج ، درست مانند زندگی، حرکت هایی را برای برنده شدن انجام می دهی و حرکت هایی را به این خاطر انجام می دهی که آنها حرکت های درستی هستند که باید انجام دهی .

 

 

(این سطور توسط تیم کرم کتاب از کتاب «ملت عشق» اثر الیف شافاک گلچین شده است)

0