نثر فارسی

نامه ها – پرویز

همین چند روز که تو تهران بودی یک روز ناهار منزل یکی از دوستانم مهمان بودم. سه چهار نفر دیگر هم بودند. سر میز یکمرتبه یاد منزل اهواز خودمان افتادم و این که بعضی شب ها من و تو مهمان داشتیم و با هم اتاق را درست می کردیم. یک مرتبه گریه ام گرفت. همه ناراحت شدند ولی خودم نفهمیدم چرا این طور شد. شاید علتش این بود که رومیزی آبی بود. مثل همان رومیزی که تو خریده بودی و من یادم افتاد که چقدر راجع به این رومیزی دقیق بودی. پرویز تو با من آمیخته ای چطور می توانم فراموشت کنم؟

 

(این سطور از نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور گلچین شده است)

0
نثر فارسی

نامه ها – پرویز

من تا به حال از این چیزها برای تو سخنی نگفته بودم ولی تو خودت باید فهمیده باشی زیرا من همان طور که دیوانه ی عشق وحشیانه، عشق عجیب و غیر عادی خالی از نوازش و پر از خشونت هستم همان طور هم دیوانه زندگی آزاد و بدون دغدغه هستم. من دلم می خواهد با تو چنین زندگی داشته باشم و فقط حاضرم اوامر تو را اطاعت کنم نه قوانین اجتماع را.

 

(این سطور از نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور گلچین شده است)

0
نثر فارسی

نامه ها – پرویز

من نمیدانم تو در این باره چه فکر می کنی ولی من همیشه دوستدار یک زندگی عجیب و پر حادثه بوده ام. شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم می خواهد پیاده دور دنیا بگردم، من دلم می خواهد توی خیابان ها مثل بچه ها برقصم، بخندم، فریاد بزنم. من دلم می خواهد کاری کنم که نقض قانون باشد.
شاید بگویی طبیعت مایل به گناهی دارم ولی این طور نیست، من از این که کاری عجیب بکنم لذت میبرم.

 

(این سطور از نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور گلچین شده است)

1+
نثر فارسی

نامه ها – پرویز

پرویز تو باید همیشه خوشبخت باشی چون پاک هستی، به هیچکس بدی نمی کنی و همه تو را دوست دارند ولی من نه. من چه هستم؟ …
یک آدم بدبختی که هر کسی زورش می رسد به یک ترتیب او را آزار می دهد. یک آدمی که شعله ای روحش را می سوزاند و قدرت فریاد کشیدن ندارد، یک آدمی که به هیچ کس کاری ندارد و از حال دنیا به همین کتاب و دفترش راضی است ولی باز هم مردم خیال می کنند که سر تو را شیره می مالد و پول های تو را لباس می خرد.
پرویز چه بگویم قلبم پر از درد است، می ترسم تو هم آخر مرا رها کنی، می ترسم تو هم فکر کنی که من بد هستم و آن وقت من چه خواهم کرد، چطور این همه بدبختی را تحمل خواهم کرد؟

 

(این سطور از نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور گلچین شده است)

1+
نثر فارسی

نامه ها – پرویز

پرویز من دلم برای تو خیلی تنگ شده زودتر بیا، میدانم که هر قدر بگویم زودتر بیا در تاریخ آمدن تو تاثیری نمی کند زیرا تو می ترسی آلت دست من شوی ولی باز هم می گویم زودتر بیا،  تو را به خدا زودتر بیا .

 

(این سطور از نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور گلچین شده است)

1+
نثر فارسی

نامه ها – پرویز

مقصود من از به کار بردن کلمه “شیرین” این نبوده است که تو سراسر نامه ات را با جمله تو را دوست دارم و غیره پر سازی.
نامه تو هر طور باشد برای من خواندنی است ولی اگر جوابی به محرومیت های روحی من داده باشی تصدیق کن که خواندنی تر خواهد بود و من به هنگام مطالعه آن احساس خواهم کرد که تو می توانی همه چیز من باشی و تو می توانی روح سرکش و محروم مرا تسلی دهی.

 

(این سطور از نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور گلچین شده است)

0
نثر فارسی

نامه ها – پرویز

این چیزها به من می فهماند که وقتی مادر شدم چطور فرزندم را تربیت کنم. تو خواهی دید که من او را حتی از تو هم بیشتر دوست دارم و او از فرط خوشبختی مرا پرستش خواهد کرد و من دلم می خواست مادری داشته باشم که آغوشش پناهگاه من باشد و سعی می کنم برای فرزندم اینطور باشم. در حقیقت این خانه برای من مدرسه ای است و من در اینجا درس تربیت کودک را فرا می گیرم.
پرویز جانم همین الان که یاد بچه افتادم اشک توی چشمم حلقه زد. خدای من آن روز که من و تو بچه ای داشته باشیم و با او از صبح تا شب بازی کنیم کی می رسد؟ حتی این خیال قلب مرا می فشارد. تو نمیدانی من چقدر دلم می خواهد یک دختر چاق و سالم داشته باشم، برایش لباس بدوزم، عروسک بدوزم، او را به گردش ببرم، او را روی سینه ام فشار بدهم ؛ آه من او را به قدر تو دوست خواهم داشت.

 

(این سطور از نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور گلچین شده است)

0
نثر فارسی

نامه ها – پرویز

برای کسی که دوست میدارد و با تمام قلب هم دوست میدارد بزرگترین مصیبت ها این است که او را از دیدن محبوبش منع کنند.

 

(این سطور از نامه های فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور گلچین شده است)

0