مدیر مدرسه – جلال آل احمد

مسخره ترین کارها آن است که کسی به اصلاح وضعی دست بزند اما در قلمروی که تا سر دماغش بیشتر نیست . این بریده کتاب از رمان «مدیر مدرسه» اثر جلال آل احمد گلچین شده است .

مدیر مدرسه – جلال آل احمد

چه وحشتی! می‌دیدم که این مردان آینده در این کلاس‌ها و امتحان ها آنقدر خواهند ترسید و مغزها و اعصاب شان را آنقدر به وحشت خواهند انداخت که وقتی دیپلمه بشوند یا لیسانسیه اصلا آدم نوع جدیدی خواهند شد . آدمی انباشته از وحشت ! انبانی از ترس و دلهره . آدم وقتی معلم است […]

مدیر مدرسه – جلال آل احمد

از وقتی مدیر شده بودم تازه می فهمیدم که چه لذتی میبرند معلم ها از اینکه پنج دقیقه – نه ، فقط دو دقیقه ، حتی یک دقیقه دیرتر به کلاس بروند . چنان در این کار مصر بودند که انگار فقط به خاطر همین یکی دو دقیقه تاخیر ها معلم شده اند . حق […]

مدیر مدرسه – جلال آل احمد

بدی کار این بود که در لیست حقوق مدرسه بزرگترین رقم مال من بود . درست مثل بزرگترین گناه در نامه اعمال . دو برابر فراش جدیدمان حقوق می‌گرفتم . از دیدن رقم های مردنی حقوق دیگران چنان خجالت کشیدم که انگار مال آنها را دزدیده ام . دو ساعت تمام قدم زدم و همه […]

مدیر مدرسه – جلال آل احمد

ده سال تجربه ، این حداقل را به من آموخته بود که اگر معلم ها در ربع ساعت های تفریح نتوانند بخندند سر کلاس بچه های مردم را کتک خواهند زد و اگر خستگی بارِ علم را به ضرب متلک از تن و مغز یکدیگر بیرون نکنند سرکلاس خوابشان خواهد گرفت . این بریده کتاب […]