نثر فارسی

قابوسنامه – باب بیست و یکم (در جمع کردن مال)

تا بتوانی هیچکس را یک درم سیم وام مده خاصه دوستان را ، که اندر وام بازخواستن از دوست بزرگترین آزاری بود ، پس چون وام دادی آن درم را از خواسته ی خویش مشمر و در دل چنین دان که این درم بدین دوست بخشیدم و تا وی بازندهد ازو مطلب که به سبب تقاضا دوستی منقطع شود .

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

 

0
نثر فارسی

قابوسنامه – باب بیست و یکم (در جمع کردن مال)

مال هر چند عزیز بود از سزاواران دریغ مدار که به همه حال کس چیز را به گور نبرد .

 

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0
نثر فارسی

قابوسنامه – باب بیست و یکم (در جمع کردن مال)

از فراز آوردن چیز غافل مباش ، لیکن از جهت چیز خویشتن را در خطر مینداز . و جهد کن تا هر چه فراز آری از نیکوترن وجهی باشد تا بر تو گوارنده باشد . و چون فراز آوری نگاه دار و به هر باطلی از دست مده که نگاه داشتن سخت تر از فراز آوردن است .

 

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0
نثر فارسی

قابوسنامه – باب هفدهم (در خفتن و آسودن)

فی الجمله جهد باید کردن تا بیشتر عمر در بیداری گذرانی که خفتن بسیار در پیش است .

 

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0
نثر فارسی

قابوسنامه – باب هفدهم (در خفتن و آسودن)

پگاه خاستن (سحرخیزی) عادت باید کرد ، چنان که پیش از آفتاب برآمدن (طلوع آفتاب) برخیزی تا وقت طلوع فریضه ی حق تعالی گذارده باشی . و هر که به وقت آفتاب برآمدن برخیزد ، تنگ روزی بود .

 

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0
نثر فارسی

قابوسنامه – باب هفدهم (در خفتن و آسودن)

خواب روز را به تکلف (به زحمت) از خویشتن دور کن و اگر نتوانی اندک مایه باید خفت ، که روز را شب گردانیدن نه از حکمت باشد .
اما رسم محتشمان و منعمان (منعم = توانگر و مال دار) چنان است که در تابستان نیم روز به قیلوله (خواب پیش از ظهر) بیاسایند ، اما طریق تنعم آن است که چنان که رسم بود بیاسایند یک ساعت و با کسی که وقت ایشان با وی خوش باشد خلوت کنند تا آفتاب فروگردد و گرما شکسته شود ، آنگاه بیرون آیند .


(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0
نثر فارسی

قابوسنامه – باب هفدهم (در خفتن و آسودن)

سه خاصیت است جان را ؛ چون زندگانی و سبکی و حرکت و سه خاصیت است تن را ؛ مرگ و سکون و گرانی ، تا تن و جان به یک جای باشد ، جان به خاصیت خویش تن را نگاه دارد و گاه در کار آرد و گاه تن را به خاصیت خویش از کارها باز دارد و اندر غفلت کشد . هر گاه که تن خاصیت خویش پدید کند ، مرگ و گرانی و سکون فروخسپند و مثل فروخفتن خانه ای بود که بیفتد .

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0
نثر فارسی

قابوسنامه – باب شانزدهم (در آیین گرمابه رفتن)

از خوردن آب و فقاع (آب جو) در گرمابه (حمام) بپرهیز که سخت (بسیار) زیان دارد و به استسقا (جمع شدن مایعات در حفره‌های بدن که از علائم بیماری قلبی یا کبدی است) ادا کند ، مگر سخت مخمور (خمار) باشی ، آنگاه روا باشد که اندکی بخوری تسکین خمار را ، تا زیان کمتر دارد .

 

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0
نثر فارسی

قابوسنامه – باب شانزدهم (در آیین گرمابه رفتن)

موی سخت باید خشک کردن ،‌آنگاه بیرون رفتن که کار خردمندان است و از آن محتشمان و نیز از گرمابه بیرون آمده با موی تر ، پیش بزرگان نشاید رفتن که بی ادبی بود .

 

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0