داستان و رمان

مدیر مدرسه – جلال آل احمد

مسخره ترین کارها آن است که کسی به اصلاح وضعی دست بزند اما در قلمروی که تا سر دماغش بیشتر نیست .


این بریده کتاب از رمان «مدیر مدرسه» اثر جلال آل احمد گلچین شده است .

0
داستان و رمان خارجی

دختری با پرتقال – یوستین گردر

زندگی مانند لاتاری بزرگی است که فقط بلیط های برنده آن را میشود دید.


این بریده کتاب از رمان «دختری با پرتقال» اثر یوستین گردر ترجمه امید اقتداری گلچین شده است .

0
داستان و رمان

مدیر مدرسه – جلال آل احمد

چه وحشتی! می‌دیدم که این مردان آینده در این کلاس‌ها و امتحان ها آنقدر خواهند ترسید و مغزها و اعصاب شان را آنقدر به وحشت خواهند انداخت که وقتی دیپلمه بشوند یا لیسانسیه اصلا آدم نوع جدیدی خواهند شد . آدمی انباشته از وحشت ! انبانی از ترس و دلهره . آدم وقتی معلم است متوجه این چیزها نیست . چون طرف مخاصم است . باید مدیر بود . یعنی کنار گود ایستاد و به این صف‌بندی هر روزه و هر ماهه ی معلم و شاگرد چشم دوخت تا دریافت که یک ورقه دیپلم یا لیسانس یعنی چه! یعنی تصدیق به اینکه صاحب این ورقه دوازده سال یا پانزده سال تمام و سالی چهار بار یا ده بار در فشار ترس قرار گرفته و قدرت محرکش ترس است و ترس است و ترس .


این بریده کتاب از رمان «مدیر مدرسه» اثر جلال آل احمد گلچین شده است .

0
داستان و رمان خارجی

دختری با پرتقال – یوستین گردر

حس می کنم قربانی حقه ای فریبکارانه هستم چون اول کسی می‌گوید: بفرمایید ، تمام جهان را داری که سماق بمکی . این پستانک توست ، این مجموعه قطار توست ، این مدرسه ای است که پاییز به آن خواهی رفت . و بعد ، لحظه ای دیگر صدای خنده ای می‌آید : ها ها ، واقعاً گولت زدیم ! و تمام جهان از تو پس گرفته می‌شود .


این بریده کتاب از رمان «دختری با پرتقال» اثر یوستین گردر ترجمه امید اقتداری گلچین شده است .

1+
داستان و رمان

مدیر مدرسه – جلال آل احمد

از وقتی مدیر شده بودم تازه می فهمیدم که چه لذتی میبرند معلم ها از اینکه پنج دقیقه – نه ، فقط دو دقیقه ، حتی یک دقیقه دیرتر به کلاس بروند . چنان در این کار مصر بودند که انگار فقط به خاطر همین یکی دو دقیقه تاخیر ها معلم شده اند . حق هم داشتند . آدم وقتی مجبور باشد شکلکی را به صورت بگذارد که نه دیگران از آن میخندند و نه خود آدم لذتی می‌برد پیداست که رفع تکلیف می‌کند .


این بریده کتاب از رمان «مدیر مدرسه» اثر جلال آل احمد گلچین شده است .

0
داستان و رمان خارجی

دختری با پرتقال – یوستین گردر

 وقتی پدر و من با هم در فضا سیر می کردیم او ناگهان شروع به گریه کرد ، فهمیدم در جهان هیچ چیز نیست که بتوان به آن تکیه کرد.


این بریده کتاب از رمان «دختری با پرتقال» اثر یوستین گردر ترجمه امید اقتداری گلچین شده است .

0
داستان و رمان

مدیر مدرسه – جلال آل احمد

بدی کار این بود که در لیست حقوق مدرسه بزرگترین رقم مال من بود . درست مثل بزرگترین گناه در نامه اعمال . دو برابر فراش جدیدمان حقوق می‌گرفتم . از دیدن رقم های مردنی حقوق دیگران چنان خجالت کشیدم که انگار مال آنها را دزدیده ام . دو ساعت تمام قدم زدم و همه را بر خود مقدم داشتم شاید کفاره ای داده باشم . و در تمام آن دو ساعت حتی یکبار به این فکر نیفتادم که آخر آنها دیگر ثلث سابقه تو را هم ندارند و نصف ورق پاره هایی را که لوله کردی و نمی‌دانی در کدام پستوی زندگی ات تپانده ای ! اینجور فلسفه بافی ها را حالا برای خودم می کنم . آن روز فقط این را احساس می کردم که وقتی دیگران آنقدر ناچیز حقوق می‌گیرند ، جیره خور گمنام دولت هم که باشی نمی توانی خودت را مسئول ندانی . این بود که نمی‌توانستم خودم را راضی کنم . و تازه خلوت که شد و ده پانزده تا امضا کردم صندوقدار چشمش به من افتاد و با یک دنیا معذرت ششصد تومان پول دزدی را گذاشت کف دستم .


این بریده کتاب از رمان «مدیر مدرسه» اثر جلال آل احمد گلچین شده است .

0
داستان و رمان خارجی

دختری با پرتقال – یوستین گردر

یادم می‌آید چطور چند روز پیش تو و من چند ساعت وقت را با بازی کامپیوتری کشتیم. شاید بازی من را بیشتر از تو سرگرم  می‌کرد. من به شدت به وقفه ی کوتاهی از همه فکر هایم نیاز داشتم . اما هر بار که در آن بازی «می مردیم » بی درنگ صفحه ی جدیدی بالا می‌آمد و ما دوباره شروع می‌کردیم . از کجا می دانیم برای روح های ما نیز «صفحه ی جدیدی» وجود ندارد ؟ اما فکر نمی‌کنم که وجود داشته باشد ، واقعاً نمی‌دانم. اما رویای چیزی بعید اسمی خاص دارد . ما به آن امید می گوییم.


این بریده کتاب از رمان «دختری با پرتقال» اثر یوستین گردر ترجمه امید اقتداری گلچین شده است .

0
داستان و رمان

مدیر مدرسه – جلال آل احمد

ده سال تجربه ، این حداقل را به من آموخته بود که اگر معلم ها در ربع ساعت های تفریح نتوانند بخندند سر کلاس بچه های مردم را کتک خواهند زد و اگر خستگی بارِ علم را به ضرب متلک از تن و مغز یکدیگر بیرون نکنند سرکلاس خوابشان خواهد گرفت .


این بریده کتاب از رمان «مدیر مدرسه» اثر جلال آل احمد گلچین شده است .

1+
داستان و رمان

سال بلوا – عباس معروفی

وقتی خدا بخواهد مورچه ای را نابود کند ، دو بال به او میدهد تا پرواز کند ، آن وقت پرندگان شکارش می‌کنند .


این بریده کتاب از رمان «سال بلوا» اثر عباس معروفی گلچین شده است .

1+