تاریخ ایران پس از اسلام

ده سفرنامه

پس از سقوط شهر کرمان توسط آغا محمدخان قاجار، لطفعلی خان به اتفاق جهانگیر خان سیستانی شبانه از خندق شهر گذشتند و به طرف بم متواری شدند ولی در بین راه جهانگیر خان راه را گم کرد و از خان زند جدا ماند.
لطفعلی خان در یک شبانه روز در حدود چهل فرسنگ راه را طی نمود و خود را به بم رسانید و پس از ورود،محمد علی خان و دیگر برادران جهانگیر خان حال برادر خود را از شهریار زند جویا شدند، لطفعلی خان اظهار داشت تا بیرون شهر کرمان با هم بودیم ولی او راه را گم کرد و قریبا وارد خواهد شد.
آنها سه روز منتظر ماندند وقتی خبری از جهانگیر خان نشد یقین کردند که به دست لشکریان آغا محمد خان گرفتار شده و سرانجام به این فکر رسیدند که اگر لطفعلی خان را دستگیر و تسلیم آغا محمدخان نمایند ممکن است در مجازات برادرشان تاثیر داشته باشد لذا پس از پی کردن کرن ( اسب لطفعلی خان) و زخمی نمودن لطفعلی خان او را به زنجیر کشیده و همراه حیدر خان یکی از برادران جهانگیر خان به کرمان نزد آغا محمدخان گسیل داشتند.
جهانگیر خان در دهکده دارزین شش فرسخی بم به آنان رسید و از کردار برادران خوشش نیامد ولی کار گذشته بود.

 

(این سطور از کتاب «ده سفرنامه» ترجمه مهراب امیری گلچین شده است)

0
تاریخ ایران پس از اسلام

ده سفرنامه

کریم خان از توسعه و گسترش تجارت و بازرگانی حمایت می کرد و از این طریق به افزایش ثروت و رفاه مردم کشورش کمک می نمود.

 

(این سطور از کتاب «ده سفرنامه» ترجمه مهراب امیری گلچین شده است)

1+
تاریخ ایران پس از اسلام

ده سفرنامه

این مساله بسیار مهم و قابل توجه است که پادشاهی که به یک کشور پهناور فرمانروایی می کند بیسواد باشد. کریم خان خواندن و نوشتن را نمی دانست ولی رفتار بیش بشر دوستانه او که مقامش را به حد رفیعی رسانیده بود کمبود بیسوادیش را جبران می نمود. او صنعتکاران و هنرمندان را تشویق می کرد و در زیر چتر حمایت خود قرار می‌داد.

 

(این سطور از کتاب «ده سفرنامه» ترجمه مهراب امیری گلچین شده است)

0
تاریخ ایران پس از اسلام

ده سفرنامه

کریم خان یکی از سرداران مورد توجه نادرشاه بود و هنگام مرگش در شیراز و استان های جنوبی اقامت داشت. پس از یک کشمکش و جنگ و ستیز با رقیبانش سرانجام فرمانروایی کشور ایران را به خود اختصاص داد.
کریم خان به عنوان نایب السلطنه در حدود سی سال قدرت را در دست داشت و تحت عنوان «وکیل» یا نایب السلطنه بر ایران فرمانروایی می کرد و هیچ گاه عنوان شاهی را قبول نکرد و شیراز را مقر حکمرانی خود قرار داد و کمک های شایان و بی دریغی از مردم شیراز و اهالی جنوب دریافت داشت و سرانجام در سال ۱۷۹۹ در میان اندوه و تاثر عمومی در حالی که به او به دیده ی افتخار ایران نگاه می کردند درگذشت.

 

(این سطور از کتاب «ده سفرنامه» ترجمه مهراب امیری گلچین شده است)

0
تاریخ ایران پس از اسلام

ده سفرنامه

در میان استعدادهای فوق العاده نادر شاه بیش از همه حافظه و هوش او قابل تحسین است که کارهایی که در یک لحظه دستور داده یا انجام گرفته است به خاطر دارد و تمام افسران ارشد خویش را که در قشون بی شمارش به خدمت اشتغال دارند به نام و نشان می شناسد و تمام خدمه و نوکران خاص خود را که زمانی در خدمت او بودند به یاد دارد و هر وقت بخواهد کسی را مجازات یا مورد التفات قرار دهد وی را به نام احضار می نماید.

 

(این سطور از کتاب «ده سفرنامه» ترجمه مهراب امیری گلچین شده است)

0
تاریخ ایران پس از اسلام

ده سفرنامه

صفات و خصوصیات نادر شاه

در اردوگاه یا در سفر یا حضر حتی هنگامی که تنها باشد کسی را احضار می کند و با او به گفتگو و مذاکره می پردازد.
او شخصا حقوق و مواجب سربازانش را پرداخت می کند و اجازه نمی دهد افسران و مافوق به سربازان اجحاف و تعدی روا دارند.
او هر ماهه گزارشی از وضعیت عمومی اطراف و اکناف کشور دریافت می دارد و به طور دایم و مستمر با جاسوسان و خبرگیران شخصی خود در تمام استان های کشور در تماس و مکاتبه می باشد. در هر استان یک جاسوس ویژه به نام «همکلام» نزد استاندار یا حاکم دارد که او را مجبور می کند هر ماهه در حضور وی گزارشی از وضعیت حوزه حکمرانی خویش تهیه و بدون این که اجازه دخالت به او داده شود شخصا گزارش را به وسیله پیک مخصوصی به نزد شاه ارسال می نماید. این شخص از حاکم حقوق یا انعامی دریافت نمی دارد . حقوق و انعام یا احیانا مجازات او از طرف شاه تعیین می گردد .

 

(این سطور از کتاب «ده سفرنامه» ترجمه مهراب امیری گلچین شده است)

0
تاریخ ایران پس از اسلام

ده سفرنامه

صفات و خصوصیات نادر شاه

او در حد اعتدال و متعارف شراب مصرف می نماید و بی نهایت از مصاحبت و همنشینی زنها لذت می برد ولی بیش از اندازه خود را به این کار مشغول نمی نماید.
ساعاتی که در اندرون به سر می برد بسیار اندک است و به ندرت قبل از ساعت یازده یا دوازده شب به حرم می رود و درست راس ساعت پنج صبح نیز از حرم خارج و به کارهای روزمره می پردازد.
از تجمل پرستی بیزار است و اغلب در اجتماعات از مخده و ظروف غذاخوری ساده استفاده می کند و بعضی اوقات نیز از خوردن غذا امساک می ورزد و تنها با مقداری نخود برشته که همیشه در جیب دارد سد جوع می نماید.

 

(این سطور از کتاب «ده سفرنامه» ترجمه مهراب امیری گلچین شده است)

0
تاریخ ایران پس از اسلام

ده سفرنامه

دوشنبه نوزدهم ذیحجه مردم هنوز با خانه سربلندخان رفت و آمد می کردند و نام خود را در دفاتر مربوط ثبت می کردند. در همین روز سید نیازخان را که یک شب قبل از قتل عام، چند تن از قزلباش ها را در خانه اش به قتل رسانید با شال خفه نمودند و همچنین شهسوارخان و ریحان که در همان شب مردم را به بلوا و آشوب تحریک می کردند به ترتیب اولی را گردن زدند و دومی را نیز دو شقه کردند.

 

(این سطور از کتاب «ده سفرنامه» ترجمه مهراب امیری گلچین شده است)

0
تاریخ ایران پس از اسلام

ده سفرنامه

اندرزهای نادرشاه به محمد شاه گورکانی پس از مغلوب کردن او و فتح هند :
در اولین مرحله بایستی تمام امرایی را که از جنگ فرار کردند دستگیر و با توجه به مقام و منصب شان آنها را جریمه و مجازات نمایند و به هیچکدام از آنها اجازه داده نشود که قشون جداگانه ای برای خود داشته باشند ولی خود امپراطور بایستی شصت هزار سوار زبده در اختیار داشته باشد.
می بایست به شایستگی و لیاقت هر یک از امرا و طوایف وابسته به آنها وقوف کامل داشته باشید و به هیچکدام از افسران و سربازان اجازه ندهید که به تنبلی و تن بارگی عادت نمایند . هنگامی که احتیاج باشد دسته جاتی سوار زیر فرمان یک افسر شجاع و مورد اعتماد تشکیل سازمان دهید و پس از رفع ضرورت بلافاصله افواج را متفرق نمایید و هیچوقت اجازه ندهید یک فرمانده برای مدت طولانی در مقامش باقی بماند .

 

(این سطور از کتاب «ده سفرنامه» ترجمه مهراب امیری گلچین شده است)

0
تاریخ ایران پس از اسلام

ده سفرنامه

پس از سقوط شهر کرمان توسط آغا محمدخان قاجار، لطفعلی خان به اتفاق جهانگیر خان سیستانی شبانه از خندق شهر گذشتند و به طرف بم متواری شدند ولی در بین راه جهانگیر خان راه را گم کرد و از خان زند جدا ماند.
لطفعلی خان در یک شبانه روز در حدود چهل فرسنگ راه را طی نمود و خود را به بم رسانید و پس از ورود،محمد علی خان و دیگر برادران جهانگیر خان حال برادر خود را از شهریار زند جویا شدند، لطفعلی خان اظهار داشت تا بیرون شهر کرمان با هم بودیم ولی او راه را گم کرد و قریبا وارد خواهد شد.
آنها سه روز منتظر ماندند وقتی خبری از جهانگیر خان نشد یقین کردند که به دست لشکریان آغا محمد خان گرفتار شده و سرانجام به این فکر رسیدند که اگر لطفعلی خان را دستگیر و تسلیم آغا محمدخان نمایند ممکن است در مجازات برادرشان تاثیر داشته باشد لذا پس از پی کردن کرن ( اسب لطفعلی خان) و زخمی نمودن لطفعلی خان او را به زنجیر کشیده و همراه حیدر خان یکی از برادران جهانگیر خان به کرمان نزد آغا محمدخان گسیل داشتند.
جهانگیر خان در دهکده دارزین شش فرسخی بم به آنان رسید و از کردار برادران خوشش نیامد ولی کار گذشته بود.

 

(این سطور از کتاب «ده سفرنامه» ترجمه مهراب امیری گلچین شده است)

1+