داستان و رمان خارجی

از نوشتن

( یادداشت برای ماکس برود )

ماکس عزیز ، آخرین خواهش من : هر چیزی که در ماتَرَکَم ، (یعنی در کتابخانه ، کمد لباس ، میز تحریر توی خانه و اداره ، یا هر چه که به جایی برده شده و تو متوجهش شدی ) از یادداشت های روزانه ، دستنوشته ها ، نامه های خودم و دیگران ، نقاشی ها و غیره پیدا شد ، تمام و کمال و نخوانده بسوزان .
همین طور همه ی نوشته ها یا طرح هایی که نزد تو یا دیگران است و باید به نام من آنها را از ایشان بخواهی . دست کم از آنها بخواه نامه هایی را که به تو نمی دهند خودشان بسوزانند .

فرانتس کافکای تو


(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(یادداشت – ۲۵ فوریه ۱۹۱۱)

از امروز به بعد محکم به یادداشت های روزانه چسبیدن ! مرتب نوشتن ! تسلیم نشدن ! حتی اگر نجات هم در راه نباشد می خواهم هر لحظه شایستگی اش را داشته باشم .

 

(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(یادداشت – ۲۳ سپتامبر ۱۹۱۱)

یک فایده ی نوشتن یادداشت روزانه این است که آدم با شفافیتی آرامش بخش از تغییراتی آگاهی می یابد که مدام در معرض آنها قرار دارد و طبیعتا به طور کلی به آنها باور دارد ، حدسشان می زند و به آنها معترف است ، اما ناخودآگاه همیشه وقتی منکرشان می شود که ایجاد امید یا آرامش توسط چنین اعترافی اهمیت می یابد .

 

(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(یادداشت – سپتامبر ۱۹۱۱)

آدمی که یادداشت روزانه ندارد ، در برابر یک دفتر یادداشت در موضعی نادرست قرار می گیرد .

 

(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(نامه به روبرت کلوپ شتوک – اواخر مارس ۱۹۱۳)

برای من «نوشتن» مهمترین چیز روی زمین است ، مثل اهمیت جنون برای یک دیوانه ، که اگر جنون را از او بگیرند دیوانه می شود .

 

(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(نامه به ماکس برود – اواخر ژوئیه ۱۹۱۲)

پسری ناتوان از ازدواج ، که نام پدر را زنده نگه نمی دارد ، بازنشسته در ۳۹ سالگی ، تنها سرگرمِ نوشتنی غریب که هدفی جز رستگاری یا مصیبت خودش ندارد .

 

(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(نامه به اوتلا – خواهرش – ۱۰ ژوئیه ۱۹۱۴)

جور دیگری غیر از آن که حرف می زنم می نویسم ، جور دیگری غیر از آن که حرف می زنم فکر می کنم ، جور دیگری غیر از آن که باید فکر کنم فکر می کنم و همین طور برو تا اعماق تاریکی .

 

(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(یادداشت – ۲۲ ژوئیه ۱۹۱۳)

حرف زدن (حتی اگر در مورد ادبیات باشد) حوصله ام را سر می برد ، حرف زدن هر چه را که بدان می اندیشم از من می گیرد ؛ «اهمیت» را ، «جدی بودن» را و «حقیقت» را .

 

(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(نامه به فلیسه – ۲۶ ژوئن ۱۹۱۳)

برای نوشتنم نیاز به خلوت دارم ، نه مثل یک «معتکف» ، این کافی نیست ، مثل یک «مرده» !

 

(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0
داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(نامه به فلیسه – ۲۱ ژوئن ۱۹۱۳)

فلیسه ی عزیز ! نظرت در مورد این نوع زندگی زناشویی چیست؟ که در آن شوهر دست کم چند ماه از سال ، ساعت دو و نیم یا سه بعد از ظهر از اداره می آید ، غذا می خورد ، دراز می کشد و تا ساعت هفت یا هشت می خوابد ، با عجله چیزی می خورد ، یک ساعتی قدم می زند و بعد شروع به نوشتن می کند و تا ساعت یک یا دو می نویسد .
آیا می توانی چنین وضعی را تحمل کنی ؟ خبری از شوهرت نداشته باشی مگر این که در اتاقش نشسته و دارد می نویسد ؟ و پاییز و زمستان را به این صورت بگذرانی ؟ و حوالی بهار به مرد نیمه جان در چهارچوب اتاق نوشتن خیر مقدم بگویی و در طول بهار و تابستان شاهد این باشی که چگونه می کوشد خود را برای پاییز آماده کند؟ آیا این صورتی امکان پذیر از زندگی است ؟
شاید ، شاید ممکن باشد ولی تو باید تا آخرین لایه های تردید بررسی اش کنی .


(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

1+