روزهای برمه – جورج اورول

در ماندالی همیشه «ارباب بزرگ» ما می‌گفت : «آخر هم همه‌ی ما باید از هندوستان بیرون برویم. دیگر جوانان ما تمایلی ندارند که برای کار کردن در همه‌ی عمرشان به اینجا بیایند و با سیلی از ناسزاها و نمک‌نشناسی ها روبرو شوند. ما تنها باید برویم. وقتی هم که بومیان پیش ما آمده و التماس می‌کنند که در اینجا بمانیم باید به آن‌ها بگوییم : نه! به شما این فرصت را دادیم؛ اما خودتان آن را از دست دادید و حالا هم از اینجا می‌رویم تا خودتان بر خودتان حاکم باشید.»


این بریده کتاب از رمان «روزهای برمه» اثر جورج اورول ترجمه زهره روشنگر گلچین شده است .

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *