وجدان بیدار ؛ تسامح یا تعصب

کالوَن به مدد توانایی شگفت انگیزش در سازماندهی ، توانسته بود تمامی یک شهر ، تمامی یک سرزمین ، و هزاران هزار شهروند تا بدان روز آزادِ آن را به دستگاهی یک‌سره فرمانبردار تبدیل کند ، هر گونه استقلالی را از ریشه براندازد ، و هر گونه آزاداندیشی را به سود مکتب انحصارگرای خود نابود کند . هر آنچه در هر جا نشانه ای از قدرت دارد ، در سیطره ی اقتدار بی چون و چرای اوست : همه ی مقامات و اختیارات و مناصب کلیسایی ، از شهرداری و دانشگاه و محاکم گرفته تا مالیّه و مدارس و زندان ها ، از گزمگی گرفته تا کشیشی ، و هر آنچه به نوشتن در می‌آید و هر آنچه به گفتن ، و حتی کلامی که نهانی به زمزمه و نجوا بر زبان آورده می‌شود . آموزه های او حکم قانون گرفته است و زندان و تبعید و خرمن آدم سوزی – این براهین چون و چرا ناپذیر هر گونه استبداد فکری – خیلی زود به هر آن کس که جرأت کوچکترین اعتراضی بکند ، می آموزاند که در ژنو ، تنها یک حقیقت جاری است و کالوَن پیام‌آور آن است .


این بریده کتاب از کتاب «وجدان بیدار ؛ تسامح یا تعصب» اثر اشتفان تسوایگ و ترجمه سیروس آریان پور گلچین شده است .

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *