logoo
روایت عشقبازی های من و آشناترین دوستم کتاب

شوهر آمریکایی – جلال آل احمد

پاپا که از همان شب اول راضی بود . خودش بهم گفته بود که مواظب باش دختر جان ، هزار تا یکی دخترها زن آمریکایی نمی شوند . شوخی که نیست . یعنی نمی توانند . این گفته اش هنوز توی گوشم است . اما تو خودت می دانی . تویی که باید با شوهرت زندگی کنی . اما ازش یک هفته مهلت بخواه تا فکرهایت را بکنی . همین کار را هم کردیم . البته از همان اول کار تمام بود . تمام فامیل می دانستند . دو سه بار هم دعوت و مهمانی و از اینجور مراسم . و چه حسادت ها . و چه دختر به رخ یارو کشیدن ها . سر همین قضیه تمام دختر خاله ها و دختر عموهام ازم قهر کردند .


این بریده کتاب از داستان کوتاه «شوهر آمریکایی» اثر جلال آل احمد گلچین شده است .

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *