logoo
روایت عشقبازی های من و آشناترین دوستم کتاب

شوهر آمریکایی – جلال آل احمد

 خانه که نبود گاهی هوس می کردم لبی به ویسکیش بزنم. البته آن وقت ها که دخترم هنوز نیامده بود و از تنهایی حوصله ام سر می رفت . اما خوشم نمی آمد . بدجوری گلویم را می سوزاند . هر چه هم خودش اصرار می کرد که باهاش هم پیاله بشوم فایده نداشت . اما آبستن که شدم به اصرار آبجو به خودم می داد، که برای شیرت خوب است. اما ویسکی هیچ وقت . تا آخرش هم عادت نکردم . اما آن روزی که از شغلش خبردار شدم بی اختیار ویسکی را خشک سر کشیدم . بعد هم یکی برای خودم ریختم، یکی برای آن دختره ی «گرل فرند»ش .


این بریده کتاب از داستان کوتاه «شوهر آمریکایی» اثر جلال آل احمد گلچین شده است .

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *