در تبعیدگاه – کافکا

میزی که در حقیقت سنگ قبر زیر آن قرار داشت را کنار کشیدند . سنگ قبری ساده و کوچک بود . روی سنگ قبر نوشته را با خط بسیار ریز حک کرده بودند . جهانگرد خم شد تا بتواند به راحتی نوشته را بخواند : «اینجا فرمانده قدیمی در دل خاک آرمیده است . طرفداران او که اکنون گمنام هستند ، او را اینجا دفن کردند و این سنگ قبر را برای او گذاشتند . طبق پیشگویی ها ، فرمانده چند سال بعد بار دیگر زنده می‌شود و سر از قبر بیرون می آورد و بار دیگر طرفدارانش را به انجام کارهای قبلی در این تبعیدگاه وا می‌دارد . این پیشگویی را باور کنید و منتظر آن روز بمانید !»


(این بریده کتاب توسط کرم کتاب از داستان کوتاه «در تبعیدگاه» اثر کافکا گلچین شده است)

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *