در تبعیدگاه – کافکا

 افسر احساس کرد که ممکن است توضیح درباره دستگاه به درازا کشیده شود ، بنابراین به طرف جهانگرد رفت و دست او را گرفت و با اشاره به مرد محکوم که خبردار ایستاده بود گفت : «ماجرا از این قرار است که علیرغم جوان و کم سن و سال بودن ، من در این تبعیدگاه نقش قاضی را ایفا می کنم و قضاوت بر عهده من است . از آنجایی که دستیار فرمانده قبلی بودم کار کردن با این دستگاه برای من مثل آب خوردن است . اصلی که بر مبنای آن رای صادر می کنم این است که هرگز در وقوع جرم تردید وجود ندارد . دادگاه های دیگر نمی توانند از این اصل پیروی کنند زیرا از چندین مجموعه تشکیل شده اند و در ضمن دیوان عالی قضایی هم بر کار آنها نظارت می کند . اما در این تبعیدگاه قضیه متفاوت است یا دست کم در زمان فرمانده قبلی فرق می‌کرد چراکه فرمانده جدید علاقه‌مند است در دادرسی های من دخالت کند . خوشبختانه! تا به حال موفق شدم جلوی دخالت او را بگیرم و شک ندارم که بعدها هم موفق خواهم شد.


(این بریده کتاب توسط کرم کتاب از داستان کوتاه «در تبعیدگاه» اثر کافکا گلچین شده است)

 

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *