روانشناسی

گریز از آزادی

سادیست به کسی که در فرمان اوست نیاز دارد ، آن هم نیازی شدید ، چه قدرتی که احساس میکند بر پایه این حقیقت مبتنی است که کسی در تسلط است . این وابستگی ممکن است کاملا ناهوشیار باشد ، مانند مردی که در رفتار با زنش سادیسم بروز می‌دهد و مکرر به او می گوید هر روز که خواست می تواند خانه را ترک کند ، او از این بابت نه تنها تاسفی نخواهد داشت بلکه خوشحال هم خواهد شد . معمولا زن چنان خرد شده که جرأت ندارد خانه را ترک کند و این سبب می شود که هر دو در این تصور بمانند که آنچه مرد می‌گوید راست است. ولی اگر زن جرئتی به خود داد و گفت که مرد را رها خواهد خواهد کرد ، وضعیتی پیش خواهد آمد که هیچکس انتظار نداشته است . مرد بیچاره می‌شود و از پای درمی آید و التماس میکند که زن از تصمیم خود درگذرد ، خواهد گفت که بدون او زندگی برایش محال است ، از عشق خود داد سخن می دهد و قس علی هذا . معمولاً چون زن اصلا از عرض اندام می هراسد ، مستعد است که سخنان مرد را باور کند ، تصمیم خود را تغییر دهد و بماند . به مجرد آن که ماند صحنه تکرار می‌شود . مرد به رفتار سابق برمیگردد ، زن وضعش دم به دم مشکل تر می شود و بالاخره از جا در میرود ، مرد دوباره از پای درمی آید ، زن دوباره می ماند به همین نحو قضیه ادامه پیدا می‌کند .


(این سطور توسط تیم کرم کتاب از کتاب «گریز از آزادی» اثر اریک فروم گلچین شده است)

0