داستان و رمان خارجی

طاعون

پیش از طاعون از او به عنوان یک نجات بخش استقبال می کردند . او با سه تا قرص و یک آمپول همه چیز را روبراه می کرد و هنگام مشایعت او در راهرو دستش را می فشردند . این کار دلنشین و در عین حال خطرناک بود . حالا برعکس همراه با سربازها به سراغ بیمارها می رفت . ضربه های قنداق تفنگ لازم بود تا خانواده ها در خانه شان را بگشایند . سربازان می خواستند بیمار را بیرون بکشند و همراه با او همه ی بشریت را به آغوش مرگ بفرستند .


(این سطور توسط تیم کرم کتاب از رمان «طاعون» اثر آلبر کامو گلچین شده است)

0