نثر فارسی

قابوسنامه – باب هفدهم (در خفتن و آسودن)

فی الجمله جهد باید کردن تا بیشتر عمر در بیداری گذرانی که خفتن بسیار در پیش است .

 

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0
نثر فارسی

قابوسنامه – باب هفدهم (در خفتن و آسودن)

پگاه خاستن (سحرخیزی) عادت باید کرد ، چنان که پیش از آفتاب برآمدن (طلوع آفتاب) برخیزی تا وقت طلوع فریضه ی حق تعالی گذارده باشی . و هر که به وقت آفتاب برآمدن برخیزد ، تنگ روزی بود .

 

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0
نثر فارسی

قابوسنامه – باب هفدهم (در خفتن و آسودن)

خواب روز را به تکلف (به زحمت) از خویشتن دور کن و اگر نتوانی اندک مایه باید خفت ، که روز را شب گردانیدن نه از حکمت باشد .
اما رسم محتشمان و منعمان (منعم = توانگر و مال دار) چنان است که در تابستان نیم روز به قیلوله (خواب پیش از ظهر) بیاسایند ، اما طریق تنعم آن است که چنان که رسم بود بیاسایند یک ساعت و با کسی که وقت ایشان با وی خوش باشد خلوت کنند تا آفتاب فروگردد و گرما شکسته شود ، آنگاه بیرون آیند .


(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0
نثر فارسی

قابوسنامه – باب هفدهم (در خفتن و آسودن)

سه خاصیت است جان را ؛ چون زندگانی و سبکی و حرکت و سه خاصیت است تن را ؛ مرگ و سکون و گرانی ، تا تن و جان به یک جای باشد ، جان به خاصیت خویش تن را نگاه دارد و گاه در کار آرد و گاه تن را به خاصیت خویش از کارها باز دارد و اندر غفلت کشد . هر گاه که تن خاصیت خویش پدید کند ، مرگ و گرانی و سکون فروخسپند و مثل فروخفتن خانه ای بود که بیفتد .

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0
نثر فارسی

کیمیای سعادت

بدان که هر که ابله تر بود بر خویشتن نیکو گمان تر بود و هر که عاقلتر بود به خویشتن بد گمان تر بود .

 

(این سطور از کتاب کیمیای سعادت اثر امام محمد غزالی گلچین شده است)

0
نثر فارسی

کیمیای سعادت

داوود طایی را گفتند که «چرا با خلق ننشینی و نیامیزی؟»
گفت : « چه کنم صحبت قومی که عیب من می بیند و از من پنهان دارند؟»

 

(این سطور از کتاب کیمیای سعادت اثر امام محمد غزالی گلچین شده است)

0
نثر فارسی

کیمیای سعادت

بدان که هر که مال به تکلف (از روی بی میلی و اکراه) دهد ، او سخی (بخشنده) نبود ، بلکه سخی آن بود که دادن مال بر وی آسان بود و هر که مال به تکلف نگه دارد وی بخیل نبود ، بلکه بخیل آن بود که طبع وی نگاه داشتن بود .

 

(این سطور از کتاب کیمیای سعادت اثر امام محمد غزالی گلچین شده است)

0
نثر فارسی

کیمیای سعادت

بدان که هر که خواهد که خُلقی بد را از خود بیرون کند ، آن را یک طریق بیش نیست . و آن ، آن است که هر چه آن خُلق وی را می فرماید ، وی خلاف آن همی کند ، که شهوت را جز مخالفت نشکند ، و هر چیزی را ضد وی بشکند .

 

(این سطور از کتاب کیمیای سعادت اثر امام محمد غزالی گلچین شده است)

1+
نثر فارسی

قابوسنامه – باب شانزدهم (در آیین گرمابه رفتن)

از خوردن آب و فقاع (آب جو) در گرمابه (حمام) بپرهیز که سخت (بسیار) زیان دارد و به استسقا (جمع شدن مایعات در حفره‌های بدن که از علائم بیماری قلبی یا کبدی است) ادا کند ، مگر سخت مخمور (خمار) باشی ، آنگاه روا باشد که اندکی بخوری تسکین خمار را ، تا زیان کمتر دارد .

 

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

1+