قابوسنامه – باب نهم (اندر ترتیب پیری و جوانی)

در کتاب خوانده ام که مرد تا ۳۴ هر روز زیاده باشد در قوت و ترکیب و بعد از آن تا ۴۰ همچنان بماند ،‌زیاده و نقصان نکند چنان که آفتاب به میان آسمان رسد و از ۴۰ تا ۵۰ سال هر سال در خود نقصانی بیند که در آن سال گذشته ندیده باشد و از ۵۰ سال تا ۶۰ سال هر ماه در خود نقصانی یابد که در ماه گذشته نیافته باشد و از ۶۰ سال تا ۷۰ سال ، هر هفته در خود نقصانی بیند که در آن هفته ی گذشته ندیده باشد و از ۷۰ سال به ۸۰ هر روز اندر خویش نقصانی بیند که دی [دیروز] ندیده باشد و اگر از ۸۰ بگذرد هر ساعت در خود دردی و رنجی بیند که در آن ساعت دیگر ندیده باشد ، و حد لذت عمر تا ۴۰ سال است و چون ۴۰ شد بر نردبان پایه ی بالا نشستست ، همچنان که بر رفته ای فرود آیی بی شک . پس ناخشنود کسی باشد که هر ساعت دردی و رنجی بیند که در ساعت گذشته نبوده باشد .
یا ولدی [فرزندم] شکایت پیری دراز کردم با تو ، از آنکه مرا از او رنج است ، و عجب نیست که پیری مرا دشمن است و از دشمن جای گله باشد .

 

(این سطور از کتاب قابوسنامه اثر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر گلچین شده است)

0

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *