آناکسیمندر کتابی به نثر درباره ی نظریه های فلسفی خویش نوشت . این اثر در زمان تئوفراستوس موجود بود ، و ما اطلاع ارزشمند خود را درباره ی فکر آناکسیمندر مرهون این کتاب هستیم . وی مانند تالس در جستجوی عنصر اولی و نهایی همه ی اشیاء بود ، لیکن بر این عقیده بود که آن نوع خاصی از ماده مثلاً آب باشد ، زیرا آب یا رطوبت خود یکی از «اضداد» است ، که کشمکش و دست‌اندازی و تجاوز هر کدام را باید تبیین کرد . اگر دگرگونی ، تولد و مرگ ، نمو و ذبول به علت کشمکش یعنی دست اندازی و تجاوز یک عنصر به عنصر دیگر است ، پس -بنابر این فرض که هر چیزی در واقعیت آب است- دشوار است که بفهمیم چرا عناصر دیگر در گذشته ی طولانی در آب جذب و منحل نشده‌اند . بنابراین آناکسیمندر به این اندیشه رسید که عنصر اوّلی ، مادة المواد نامتعین است . این عنصر اولیٰ‌تر از اضداد است که اضداد از آن به وجود می‌آیند و به آن منحل می‌گردند .

این عنصر اولی ( به یونانی آرخه ) را آناکسیمندر علت مادی نامید و بنا بر رأی تئوفراستوس وی نخستین کسی بود که آن را چنین نامید . «این عنصر نه آب است و نه هیچ یک از دیگر عناصر ، بلکه طبیعتی است متغایر با آن‌ها و نامتناهی ، که تمام آسمان‌ها و عوالم درون آن‌ها از آن ناشی می شوند» . آن بیکران (به یونانی آپایرون) است ، یعنی جوهر بی حد است ، ازلی و بی زمان است و تمام جهان ها را فراگرفته است .


این بریده کتاب از «تاریخ فلسفه ؛ جلد اول : یونان و روم» اثر فردریک چارلز کاپلستون ، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی گلچین شده .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *