داستان و رمان خارجی

در تبعیدگاه – کافکا

 این دستگاه دوازده ساعت بدون وقفه به کار خود ادامه می‌دهد تا حکم صادر شده به طور کامل روی بدن محکوم حک شود . در طی شش ساعت نخست ، محکوم تقریبا در حالت عادی به سر می‌برد و فقط کمی درد میکشد . دو ساعت بعد ، توپ نمدی را از داخل دهان او بیرون می‌کشند زیرا محکوم دیگر توان فریاد زدن و آه و ناله کردن ندارد . سپس در ظرفی که بالای بستر قرار دارد و با نیروی الکتریکی داغ می شود کمی شیربرنج می ریزند تا اگر محکوم گرسنه شد مقداری از آن را بخورد . در طی دورانی که من این کار را تجربه کرده ام هنوز ندیده ام که محکومی میل به غذا خوردن داشته باشد . همیشه مقابل دستگاه می نشینم و همه مراحل را با دقت تماشا می کنم . گاهی اوقات کمی از غذا را در دهان خود مزه مزه می‌کند ، سپس با نفرت آن را داخل گودال تف می کند . در این لحظه من باید مراقب باشم تا محتویات دهان او روی صورت من پاشیده نشود . بعد از ساعت ششم حال محکوم به کلی تغییر می‌کند . بی حال و بی رمق روی بستر خوابیده است ، اما سطح هوشیاری به اوج خود می‌رسد . می‌تواند نوشته حک شده روی بدنش را با تمام وجود احساس و آن را کاملا درک کند زیرا با پوست و گوشت و خون او در آمیخته است . خود شما ملاحظه کردید که این نوشته را با چشم به راحتی نمی‌توان تشخیص داد و خواند ، حال آنکه انجام این کار برای محکوم بسیار آسان است ‌. هنوز شش ساعت دیگر زمان لازم است تا اجرای حکم کامل شود. در پایان چنگک ، محکوم را داخل گودال خونابه پرتاب می کند . آن وقت من و سرباز او را همانجا دفن می کنیم به این ترتیب اجرای حکم به پایان میرسد.


(این بریده کتاب توسط کرم کتاب از داستان کوتاه «در تبعیدگاه» اثر کافکا گلچین شده است)

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *