داستان و رمان خارجی

یک بعلاوه یک – جوجو مویز

غیبت اد برای جس مثل پتوی ضخیمی بود که نفس کشیدن را برایش سخت می‌کرد . دلش برای لبخندهایش تنگ شده بود . باورش نمیشد که دل آدم این‌طور برای کسی که مدت کمی از آشنایی شان می گذشت تنگ شود . انگار بخشی از وجودش را کنده بودند . غذا به دهانش مزه نداشت و هیچ جیزی برایش جلوه پیدا نمی‌کرد .


این بریده کتاب از رمان «یک یعلاوه یک» اثر جوجو مویز ترجمه مریم مفتاحی گلچین شده است .

1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *