داستان و رمان خارجی

مسخ – کافکا

پدر علیرغم کهولت سن سالم و سرحال بود ، اما از پنج سال پیش که بر اثر ورشکستگی خانه نشین شده بود عملاً هیچ کار مفیدی انجام نداده بود . پس نمی‌شد از او توقع داشت که کاری برای خود پیدا کند . در طی این پنج سال بر اثر کم تحرکی ، بیش از حد اضافه وزن پیدا کرده بود. از این گذشته به بیماری آسم نیز مبتلا بود و به همین علت نمی توانست به راحتی از پله های آپارتمان بالا و پایین برود .


(این بریده کتاب توسط کرم کتاب از داستان کوتاه «مسخ» اثر کافکا گلچین شده است)

1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *