داستان و رمان خارجی

۱۹۸۴ – جورج اورول

آنطور که می گفتند وزارت حقیقت شامل سه هزار اتاق در بالای طبقه همکف و همین تعداد اتاق در زیر زمین بود . در تمام شهر لندن تنها سه ساختمان دیگر با این اندازه و شکل وجود داشت . این چهار ساختمان کلیه عمارت های اطراف را تحت الشعاع قرار داده بودند و از بالای عمارت پیروزی هر چهار تای آنها دیده می شد . محل استقرار چهار وزارتخانه ای بودند که کل تشکیلات دولت بین آنها تقسیم شده بود : وزارت حقیقت که با اخبار ، تفریحات ، آموزش و هنرهای زیبا سر و کار داشت ؛ وزارت صلح که به امور جنگ می پرداخت ؛ وزارت عشق که برقراری قانون و نظم را بر عهده داشت ؛ و وزارت فراوانی که مسئول امور اقتصادی بود .

ترسناک ترین وزارتخانه وزارت عشق بود . هیچ پنجره ای در آن نبود . وینستون تا به حال به آنجا نرفته بود و حتی از پانصد متری اش هم رد نشده بود . ورود به آنجا فقط برای انجام کارهای اداری و آن هم پس از عبور از موانع پیچ در پیچ ، سیمهای خاردار ، درهای فولادی و مسلسل‌های مخفی ممکن بود . حتی در خیابان هایی که با آن جا ختم می‌شد ، دائما نگهبان‌ هایی با چهره های خشن که به یونیفورم سیاه ملبس بودند و باتون های تاشو داشتند مشغول گشتزنی بودند.


این بریده کتاب از رمان «۱۹۸۴» اثر جورج اورول گلچین شده است .

1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *