داستان و رمان خارجی

مسخ – کافکا

صاحبکار در پاسخ حرفهای مادر گفت: «بله خانم محترم! به نظر من هم علتی به جز این نمی تواند داشته باشد. امیدوارم حالش وخیم نباشد یا اتفاقی ناگوار برای او نیافتاده باشد. البته لازم است خدمت شما عرض کنم که ما تاجرها، خوشبختانه یا متاسفانه مجبوریم به سبب موقعیت کاری، ناخوش احوالی های جزئی خود را نادیده بگیریم و بیشتر از سلامتی باید به فکر سود و زیان کارمان باشیم.


(این سطور توسط کرم کتاب از داستان کوتاه «مسخ» اثر کافکا گلچین شده است)

 

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *