داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(نامه به فلیسه – ۲۱ ژوئن ۱۹۱۳)

فلیسه ی عزیز ! نظرت در مورد این نوع زندگی زناشویی چیست؟ که در آن شوهر دست کم چند ماه از سال ، ساعت دو و نیم یا سه بعد از ظهر از اداره می آید ، غذا می خورد ، دراز می کشد و تا ساعت هفت یا هشت می خوابد ، با عجله چیزی می خورد ، یک ساعتی قدم می زند و بعد شروع به نوشتن می کند و تا ساعت یک یا دو می نویسد .
آیا می توانی چنین وضعی را تحمل کنی ؟ خبری از شوهرت نداشته باشی مگر این که در اتاقش نشسته و دارد می نویسد ؟ و پاییز و زمستان را به این صورت بگذرانی ؟ و حوالی بهار به مرد نیمه جان در چهارچوب اتاق نوشتن خیر مقدم بگویی و در طول بهار و تابستان شاهد این باشی که چگونه می کوشد خود را برای پاییز آماده کند؟ آیا این صورتی امکان پذیر از زندگی است ؟
شاید ، شاید ممکن باشد ولی تو باید تا آخرین لایه های تردید بررسی اش کنی .


(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *