داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(نامه به فلیسه – ۱۴ ژانویه ۱۹۱۳)

اغلب فکر می کردم بهترین شیوه ی زندگانی برای من نشستن در درونی ترین اتاقک یک انباری وسیع و بسته با نوشت افزار و یک چراغ است . برایم غذا بیاورند و آن را همیشه در فاصله ی دورترین نقطه از اتاق من و پشت آخرین در انباری بگذارند . راه رسیدن به غذا تنها از زیر سقف های قوسی شکل با قدم زدنم باشد . بعد به پشت میزم برگردم ، به آرامی و سنجیده غذا بخورم و بلافاصله شروع به نوشتن کنم . چه چیزها می نوشتم ! از چه عمقی بیرونشان می کشیدم !


(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *