داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(گفتگو با گوستاو یانوش – ۱۹۲۰)

ماکس برود ، فلیکس ولچ و همه ی دوست های من همیشه یکی از چیزهایی را که نوشته ام در اختیار می گیرند و بعد با یک قرارداد چاپ حاضر و آماده غافلگیرم می کنند . چون نمی خواهم برایشان دردسر ایجاد کنم ، عاقبت به انتشار چیزهایی می کشد که در اصل یادداشت هایی کاملا خصوصی اند یا صورتِ بازی و سرگرمی دارند .
شواهد خصوصی ضعف بشری ام چاپ می شوند و حتی به فروش می رسند ، چون دوستان من و در صدر آنها ماکس برود عزمشان را جزم کرده اند از آنها ادبیات بسازند و من هم قدرتش را ندارم این شواهدِ تنهایی ام را نابود کنم .

 

(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *