داستان و رمان خارجی

از نوشتن

(یادداشت – ۱۵ آگوست ۱۹۱۴)

چند روزی است که می نویسم ، کاش دوام پیدا کند . آنگونه که دو سال پیش کاملا مصون و خزیده در کار بودم ، امروز دیگر نیستم . با این وجود معنایی یافتم ، زندگیِ قانونمندِ خالیِ جنون آمیزِ مجردیم ، توجیهی دارد .
باز می توانم با خودم گفتگو کنم و بیهوده به تهی کامل خیره نمی شوم . تنها از این راه بهبود می یابم .

 

(این سطور از کتاب «از نوشتن» اثر فرانتس کافکا گلچین شده است)

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *